تبلیغات


خودم نوشت :)

آسمان هم دلش گرفته است

مثل یک غروب جمعه

مثل قبری در قبرستانی شلوغ که کسی سراغش را نمیگیرد

مثل تکرار حضور دختری در کنار پنجره

پرده از دست باد فرار میکند

مثل حس فرار

فرار از همه از خودم

از خودی که هیچوقت نشناختمش

و فکر کنم تا تو نباشی هیچوقت نشناسمش

منه عجیب  منه سرکش  منه تنها

منی که شاید هیچوقت من نبود

تا دیر نشده باید بیایی

تا هنوز اندکی من باقیست باید بیایی

شاید این باد به تو بگویید...


# به_قلم_خودم

# به_وقت_ماه



منبع این نوشته : منبع